من سر تو
برا تو
دیوونه ایم که نگو
میکشونم همه ی هفت آسمونو رو زمین! :)
من سر تو
برا تو
دیوونه ایم که نگو
میکشونم همه ی هفت آسمونو رو زمین! :)
مغزم همزمان ۴ تا زبانو با هم مخلوط میکنه تحویل زبونم میده
نمیکشونه دیگه
مرد خب یه فیس اکسپرشن نشون بده حداقل :/ حرفامو یادم رفت
واقعا آدمایی که فیس اکسپرشن ندارن رو مخ میرن :/ فکر میکنی داری چرت و پرت تفت میدی براشون
دقت تراپیستم به لباس هایی که میپوشم و تغییر مدل موهام خیلی برام جالب و دوست داشتنیه
ریفر کردنش به این جزییات برام بسیار خوشاینده!
آهنگ هایی که نباید، در بدترین موقع پلی میشن
لیریکس «کولی» محسن چاووشی! :))
از وقتی که رفتم، خیلی چیزارو تجربه کردم
دغدغه های قدیمیم برام خنده دار شدن
چون تجربه کردم، چون شکستم، خوردم زمین بلند شدم
خوردم زمین بلند شدم
وقتایی بود که فقط من میدونستم چقدر خوردم و چقدر زورم نمیرسه، شبایی بود که فکر میکردم گریه هام خفم میکنه و دیگه نمیتونم ادامه بدم..
روزایی بود که از ته دل میخندیدم
تجربه کردم
با کلی آدم جدید، با کلی فرهنگ و شخصیت متفاوت آشنا شدم، خندیدیم، رقصیدیم، گریه کردیم، خوشحال شدیم، ناراحت شدیم، بزرگ شدم، بزرگ شدیم، هنوزم ادامه داره
وقتی به عقب برمیگردم باورم نمیشه.. این مسیر خیلی منو تغییر داد
بزرگ شدم، چون خودم میشکستم، خودم باید تیکه هامو جمع میکردم و با چسب بهم میچسبوندمشون..
فهمیدم عالم بچگی چقدر خوبه، چقدر دغدغه هات سطحین و چقدر سر چیزای بی ارزش ممکنه ناراحت شی و دلت بگیره (البته اون دغدغه ها هم در زمان خودشون مهمترین و بزرگترین بودن!)
ولی :) اینهمه نوشتم که بگم
یه چیزی، فقط یه چیزی توی من نه مُرد نه تغییر کرد ...!
هنوز هم همونجاست توی همون جایگاه
همون شکلی، مثل یه شی باارزش، توی همون ویترین با همون حجم حفاظت!
میگفتن بزرگ شی یادت میره، نرفت
خواستم بکشمش
نمرد
موند همونجا، همراهم هرروز قدم میزنه
با من نفس میکشه، با من زندگی میکنه، و با من بزرگ میشه :)
خاک میخوره، ولی همونجاست، سر قولم هستم تا بگم منم تو آسمون یه ستاره دارم! تو آسمونه ولی نگاهش میکنم
نه مرد، نه رفت، نه ذره ای تغییر کرد
مثل ماه تک
مثل ستاره ها پرنور
هنوزم همونجاست
باقی موند و میمونه!
#۷ و خورده ای نزدیک ۸!
چقدر اون لحظه ای که مهیار رفت شایعو یهو بغل کرد تو «باضیا» قشنگ بود :))
آرزو برای همه رفاقتای قدیمی!
یه قاب تو ذهنمه
همون سایه ای دیدم
کنار هم
از ذهنم میگذشت
خیلی چیزا میگذشت..
گذاشته و هنوزم اون قاب!
میمیرم از دوریت ولی
حفظ غرور میکنم!
اگه مال من بودی...
باهم خوشحال ترین آدمای شهر بودیم
میخندوندمت اگه حالم بود هرجوری وقتی درگیر غم بودی!
نجاتم میده چشات
دیوونه میکنه صدات
فقط با منی توی خواب
میخندیم ما توی یه قاب...
اگه منو یهو یه جا تو یه لحظه دیدی، تعجب نکن ..!
شایدم دارم نگاهت میکنم و تو حواست نیست
به این فکر کن تو اون لحظه یکی نگاهش قفل توعه
پس بگذار پس از اینهمه دلتنگی و دوری
چون آینه در حال تماشای تو باشم :))
تو منو نمیبینی ولی من چرا !!
دوس دارم نگات کنم تا که بی حال بشم
تو ازم دل ببری منم اغفال بشم
دوس دارم برای تو با همه فرق کنم
خودمو توی چشات یه تنه غرق کنم
با تو باشم غم چیه
با تو مرگم اسونه
اخه دیوونه میشم وقتی میگی دیـوونـه... :)💔
بگذار پس از اینهمه دلتنگی و دوری
چون آینه در حال تماشای تو باشم…
وای امروز اولین روزه و من واقعا مضطربم
داشتم ویدیوهای کنسرت شادمهرو میدیدم
چقد جو سالن وقتی اهنگای نوستالژیشو میخونه یونیک و عجیبه
ستاره
علامت سوال
پر پرواز
خیلی خاصه! دلم خواست
من با خودم درگیرم؟
بله من با خودم درگیرم!
من دیگه نمیدونم ما چقد باید به خودمون دروغ بگیم!
من به یه استراحت بیش از اینا نیاز دارم
چخبره آخه
دلم تنگ شده برم وسط هوای بارونی تهران مازیار فلاحی پلی کنم
تو گوشم بخونه
طهرون یعنی صدای تو
که اسممو صدا کنه
منو با قصه ی خودم
دوباره آشنا کنه..
خیلی استرس دارم
ولی درست میشه
کم مونده!
You can DO it
من طرفدار سکوتم
من فراری از سقوطم
اما یه عمره مریض قصههای تو گلوتم
واقعا فکر میکنم علت مرگم میشه سکته بعلت حرص خوردن زیاد!
If I make my arms, the home you seek
If I sway my brush, would I capture thee
If I hang your scars in a gallery
As a work of artistry
…
If I stay my arms
and I pull your sleeve
If I snap my brush, would you trust in me
If I trace your scars with the broken piece
As a work of artistry
No matter how long it takes
No matter how far you are